اندر حکایت آزادی ایرانی جماعت
عشق یا خود نمایی؟؟؟
نیمه شعبان تنها مراسم ملی ، مذهبی ماست که هر ساله پیش از شروع ماه رمضان با شکوه فراوان و با حضور اقشار مختلف برگزار می شود.پیر و جوان و زن و مرد همه برای یک شب آزاد بودن ونشان دادان امیدشان به آینده شادند.پولی را که البته مهم نیست (!) در طول سال از چه راههایی به دست آورده اند صرف نذری دادن و خیرات و چراغانی می کنند و سیصد و شصت و چهار شب سال را هر چه بوده اند یا هستند کنار می گذارند تا در همین شب ( و فقط همین شب ) به خدا نشان دهند انسان های پاک و از خطا برگشته ای هستند ( چه بسیار کسانی که در اثر جو در این شب توبه می کنند ولی خب صد بار اگر توبه شکستی باز آ ) و برای جلب رضایت محبوب جهت ظهور آمادگی کامل دارند!
انتظار چیست؟ در کشور ما چه مفهومی از معنای این واژه ارائه می شود؟
- موتور سواری های جمعی و عربده کشیدن و ویراژ دادن در خیابان ؟
- آزردن بیماران و کهن سالان در نیمه شب با انفجار مواد آتش زا؟
- بستن خیابان ها برای پخش نذری طوری که حتی آمبولانس ساعت ها در ترافیک بماند؟
- و یا ایجاد زحمت دو چندان برای سپورهای شهرداری در صبح عید ؟
من به جز پلاکاردهای شعار گونه سطح شهر اثری از انتظار ندیده ام پس ادعایی هم مبنی بر درک معنی آن ندارم فقط می دانم اگر قرار بود همراهان امام عصر مست های بی عقل یا لات ها باشند ( با عرض پوزش از دسته سوم یعنی منتظران واقعی ) ایشان سال ها پیش ظهور می فرمودند و به این همه دعای فرج خواندن نیازی نبود.
البته جای قدر دانی از پلیس محترم امنیت هم هست که در طول سال برای حفظ کیان جامعه به روسری و پاچه شلوار خانم ها گیر می دهند ولی در این شب آزادی را به حد کمال وفراتر از آن یعنی بی بندو باری می رسانند تا جایی که بعضی ها کارهایی را که تصور نمی کردند در بیابان هم بتوان انجام داد در خیابان انجام می دهند.
به راستی چرا جنبه آزادی نداریم؟
ای کاش برخی این پنبه را از گوش در می آوردند که : تمام عمر هرچه می خواهی باش و هر کاری مخی بکن از کلاهبرداری و ربا گرفته تا دزدی و ... ولی ده شب محرم ( یا شب نیمه شعبان ) در خدمت ائمه باش. هر کس یک قطره اشک برای حسین بریزد اهل بهشت است!!!!!!
